• فقط 21+سال بخوانند🔞🔞🔞🔞
    ❌❌❌❌
    سرشو جلو آورد و زیر گوشم گفت:
    - از من خجالت می کشی؟!!! از مــــن؟! از #عشقت؟!!!
    آب دهنم رو قورت دادم و گفتم:
    - اوهوم ..
    لبخندی زد و گفت:
    - بیا موهاتو باز کنم ...
    شاید #تقاص #گناهت همینه
    که این غم به #قلب تو باید بشینه
    اون روز که رفتی من این حالو داشتم
    منی که به جز تو کسی رو نداشتم
    یاد باربد افتادم ... اونم همینقدر #مهربون بود ... قلبم آروم شد ... سرمو نزدیک بردم و داریوش آروم آروم گیره های سرم رو باز کرد...........
    ادامه اين #داستان #جذاب را در كانال زير دنبال كنيد
    👇👇👇
    http://telegram.me/joinchat/AAAAADwf_GbP7gjW-s-AQA

    مشاهده لینک تلگرام پست

    635

2016 © All Rights Reserved